الشيخ رسول جعفريان
53
تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)
ازدى ، محمد بن سنان و على بن حكم . دانش ابان بجز فقه و كلام شيعى ، شامل آگاهى از اخبار شعرا ، ايام العرب و انساب نيز بوده است . تخصص وى در سيرهء رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم نيز با توجه به همين زمينهء علمى اوست . اين افراد را در اصطلاح آن روزگار اخبارى مىناميدند . وى در اين زمينه نيز شاگردان برجسته و بنامى داشته است . شيخ طوسى و نجاشى نوشتهاند كه ابان مدتى در بصره و مدتى در كوفه زندگى مىكرده است . به همين دليل در بصره كسانى مثل أبوعبيده معمر بن مثنى و محمد بن سلّام جمحى از وى « أخبار الشعراء و النسب و الأيام » شنيدهاند . علامهء تسترى نوشتهاند : هذا و ابوعبد الله محمد بن سلام الذى قال فى الفهرست و النجاشى : « أخذ عن ابان هذا » ، لم أعرفه و المعروف أبوعبيد قاسم بن سلام ، و يأتى فى محله محمد بن سلام لكنه متأخر ، فقال الحموى فى ذاك : مات سنة 232 فيشكل أن يأخذ عن هذا الذي من أصحاب الصادق عليه السلام . بايد به صراحت گفت شاگردى محمد بن سلام و ابوعبيده معمر بن مثنى نزد ابان ، با وجود آنكه هر دو از چهرههاى برجستهء ادبى قرن دوم و سوم هجرى هستند نشان رتبت علمى والاى ابان در آن روزگار است . بنابر اين بايد او را تنها محدث اخبار فقهى ندانيم بلكه عالمى برجسته ، اديبى پرنفوذ و مورخى آشنا به اخبار و ايام عرب بدانيم . با توجه به نقلهايى كه از ابان در اخبار مربوط به سيره به دست ما رسيده ، بايد گفت ، كتاب ابان نيز از همان ابتدا در دسترس كسانى از محدثان و اخباريان - به معناى مورخان - بوده است ، هر چند همانند بسيارى از آثار شيعه ، به دليل استفادهء محدود از آنها ، كمتر يادى از آن در آثار متقدم ديده مىشود تا جايى كه ابن نديم - در بخشى باقى مانده - نه نامى از كتاب مغازى او به ميان آورده و نه از خود وى يادى كرده است . با اين حال ، شيخ طوسى در فهرست خود ، كه آن را به قصد معرفى آثار اماميان نگاشته ، از كتاب وى ياد كرده است . وى تنها همين كتاب را از او مىشناخته گرچه تصريح كرده است كه ابان يك « اصل » نيز داشته است . عبارت شيخ دربارهء كتاب ابان چنين است : و ما عرف من مصنفاته الّا كتابه الّذى يجمع « المبدأ و المبعث و المغازى و الوفاة و السقيفة و الردّة » . اين كتاب در اصل چند بخش داشته كه از هر كدام به عنوان « كتاب » ياد مىشود ، اما همانگونه كه شيخ تصريح كرده همه آنها « كتاب واحد » است . شيخ طرق متعدد خود را به اين كتاب بيان كرده و آنگاه افزوده است : و هناك نسخة أخرى أنقص منها رواه القميون . « 1 » خواهيم ديد كه كتاب در دسترس على بن ابراهيم قمى بوده و در تفسير مكرر از آن نقل كرده است .
--> ( 1 ) . الفهرست : 18 ، 19